|
|
|
|
|
آمده که از وسایل تکیه ی شیعه و توصل اصول كافي است از
ثقةالاسلام ابي جعفر محمد بن يعقوب بن اسحاق كليني رازي (ره)
در بابی چند از این حکمت برای شما نقلی دارم از جلد سوم:
امام باقر (ع ) فرمود: رسولخدا (ص ) در مسافرتى بود كه كاروانى بآنحضرت برخوردند و گفتند: السلام عليك يا رسول الله فرمود شما كيستيد؟ گفتند: اى رسولخدا ما مؤ منين هستيم ، فرمود: حقيقت ايمان شما چيست ؟ گفتند: راضى بودن بقضاء خدا و واگذاردن كار بخدا و تسليم امر خدا بودن ، رسولخدا (ص ) فرمود: (اينها كه شما گفتيد) دانشمندان و حكيمانى باشند كه از شدت حكمت بپيغمبران نزديك گشته اند، پس اگر شما راست ميگوئيد بنائى را كه در آن نمى نشينيد نسازيد و چيزى را كه نميخوريد جمع نكنيد و از خدائى كه بسويش باز گشت داريد پروا كنيد.
اصول كافى ج : 3 ص : 88 رواية :1 امام صادق (ع ) فرمود: رسولخدا (ص ) با حارثة بن مالك بن نعمان انصارى روبرو شد، حضرت فرمود: حارثة بن مالك ! چگونه ئى ؟ فرمود: يا رسول الله ! مؤ من حقيقى ام . رسولخدا (ص ) فرمود: هر چيزى را حقيقتى است . حقيقت گفتار تو چيست ؟ گفت : يا رسول الله ! بدنيا بى رغبت شده ام ، شب را (براى عبادت ) بيدارم و روزهاى گرم را (در اثر روزه ) تشنگى ميكشم و گويا عرش پروردگارم را مينگرم كه براى حساب گسترده گشته و گويا اهل بهشت را مى بينم كه در ميان بهشت يكديگر را ملاقات ميكنند و گويا ناله اهل دوزخ را در ميان دوزخ ميشنوم .
رسولخدا(ص ) فرمود: بنده ايستكه خدا دلش را نورانى فرموده ، بصيرت يافتى ، ثابت باش ، عرضكردم : يا رسول الله ! از خدا بخواه كه شهادت در ركابت را بمن روزى كند، حضرت فرمود: خدايا بحارثه شهادت روزى كن . چند روزى بيش نگذشت كه رسولخدا (ص ) لشكرى براى جنگ فرستاد و حارثه را هم در آن جنگ فرستاد. او بميدان جنگ رفت و 9 تن يا هشت تن را بكشت و سپس كشته شد. و در روايتى كه قاسم بن بريد از ابى بصير نقل كند، گويد: همراه جعفر بن ابيطالب بود، و بعد از 9 نفر شهيد شد، و او دهمين شهيد بود اصول كافى ج : 3 ص : 90 رواية : 3
حسن صيقل گويد: از امام صادق (ع ) درباره آنچه مردم روايت ميكنند كه : (يكساعت انديشيدن بهتر از عبادت يكشب است ) پرسيدم و گفتم : چگونه بينديشد؟ فرمود: از خرابه يا خانه ايكه ميگذرد بگويد: ساكنينت كجايند؟ سازندگانت كجايند؟ چرا سخن نميگوئى ؟
اصول كافى ج : 3 ص : 91 رواية :2 شرح :
پيداست كه امام (ع ) هم روايت را تصديق فرموده است ، و چون انديشيدن يكساعت گاهى موجب توبه از گناهان و عبادت تمام عمر ميگردد، از اين رو از عبادت يكشب و بلكه يكسال و هفتاد سال چنانكه در روايات ديگر شنيده ام بهتر است وتوضيح امام در دو جمله اول نتيجه اش اينستكه انسان زود گذشتن و فناء دنيا را از نظر دور ندارد و آنرا تلقين بنفس كند تا ازحرص و طمع و ستم و افزوه طلبيش كاسته شود و از جمله اخير اين نتيجه گرفته مى شود كه انسان مى فهمد خداموجوداتى را جامد و بى شعور و غير ناطق آفريده است ، پس او را لازمست كه در برابر نعمت حيات و عقل و نطق خدا راسپاسگزارى كند، و ممكن است دنباله نتيجه دو جمله اول باشد.
امام صادق عليه السلام فرمود: بهترين عبادت همواره انديشيدن درباره خدا و قدرت اوست . اصول كافى ج : 3 ص : 91 رواية :3 شرح : مراد بتفكر درباره خدا، تفكر در افعال بديع و صنايع عجيب و نظم دستگاه آفرينش اوست تا از آنها بوجودش پى برد، و مقصود ازانديشيدن در قدرتش انديشيدن در خلقت بشر از مشتى خاك و روزى دادن همه افراد و امثال اينهاست تا نتيجه گيرد كه چنين قدرت ميتواند دوباره اين بشر را زنده كند و از آنها حساب كشد و نيز بداند خلقت اين دستگاه عظيم جهان ، ياوه و بيهوده نيست ، بى منظور و بى هدف نباشد، چنانكه در آيات شريفه قرآن طريقه تفكر بهمين روش بيان شده است و آنچه ممنوع است تنها تفكر در ذات و حقيقت خداست كه چون از محيط فكر بشر بالاتر است ، جز بهت وسرگردانى نتيجه ديگرى ندارد.
امام صادق (ع ) فرمود: خداى عزوجل پيغمبرانش را بمكارم اخلاق اختصاص داد، شما خود را بيازمائيد، اگر آنها در وجود شما هم بود، خدا را سپاس گوئيد و بدانيد كه بودن آنها در شما خير شماست و اگر در شما نبود، از خدا بخواهيد و نسبت بآنها رغبت جوئيد. سپس آنها را ده چيز شمرد: يقين و قناعت و صبر و شكر و خويشتن دارى و خلق نيكو و سخاوت و غيرت و شجاعت و مروت . بعضى از راويان ديگر اين ده خصلت را ذكر نموده و راستگوئى و امانت دارى را هم بدانها افزوده است اصول كافى ج : 3 ص : 93 رواية :2
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 11 مهر1386ساعت 23:13 توسط مهدی
|
|
||