|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم ومن از شادی خویش دنیا دنیا می رقصیدم.اهورایی پای میکوبیدم و چوب بر چوب میکشیدم.... مست مست.....در آن عوالم سیر و طیر میکردم وبه دنبال پیراهن یار که ای محمد مست تو ام .میخوانه ام را باحظورت سراپا شادی کن...ای مهدی چشمان خیسم انتظار رسیدت میکشد...با خون و اشک....نیست در این دنیا عزیز تر از تو....دوستت میدارم و شادمانه میستایمت....عزیز تر از عزیزم...ای پایان و ای آغاز دوباره و ای آغاز و پایان دوباره...وای بر من که چه حال باشم آن زمان که صدای پایت پشت در اتاق بپیچد و صدایی آید که مولایمان آمد.....بهتریت عالی ترین شادترین.مسرورترین و زیبا ترین باشد آن لحظه که من در پوست خود نمی گنجم....صلوات بر محمد آل او |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 22 مرداد1386ساعت 23:57 توسط مهدی
|
|
||