|
|
|
|
|
اي باور آگاه باش .از روز شفا آگاه باش.تو اي باور من آگاه باش. از گلي كه در باغچه ي خيال من مي رويد. تو بسان گريه هاي بيدار من از خواب گذشتي و به دعا نشستي..اي پرواز خواب شيرين ، اي پر از تنهايي با من بخوان اما با من نمان كه من از قباه ي خاكم در خاك مدفونم.....من از قبيله ي دردم ،به درد نزديكم...اي درياي بيكران....با همه ي خشمت بر ساحل دل من بكوب كه تنها آغوش تو همين ساحل است.......خيسي لبانت را بر لبام حس ميكنم...از دريا به اعماق دل ساحل..از تو به من..... آنگاه كه خداوند بندگاه خويش را از جنس بلور مي آفريد و در آنان پيغمبري راستين نهاد....پيامبري همچون ميكاويل و بنيامين و سامائيل(ساموئل).... پاك باد پيغمر راستگوي من كه خواند قل هو الله احد
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 1 تیر1386ساعت 0:41 توسط مهدی
|
|
||