درود بر خدای مهربانم و تمامی پیام آورانش
ابیاتی از یکی از دیوان های خدا:
سوره ی مبارک الحجر:
ما آسمانها و زمين و آنچه را ميان آن دو است، جز بحق نيافريديم; و ساعت موعود ( قيامت) قطعا فرا خواهد رسيد (و جزاى هر كس به او مىرسد)! پس، از آنها به طرز شايستهاى صرفنظر كن (و آنها را بر نادانيهايشان ملامت ننما)! (85)
به يقين، پروردگار تو، آفريننده آگاه است! (86)
ما به تو سوره حمد و قرآن عظيم داديم! (87)
(بنابر اين،) هرگز چشم خود را به نعمتهاى (مادى)، كه به گروههايى از آنها ( كفار) داديم، ميفكن! و بخاطر آنچه آنها دارند، غمگين مباش! و بال (عطوفت) خود را براى مؤمنين فرود آر! (88)
درود بر خدای مهربانم و تمامی پیام آورانش
ابیاتی از یکی از دیوان های خدا:
سوره ی مبارک الحجر:
هر گونه غل ( حسد و كينه و دشمنى) را از سينه آنها برمىكنيم (و روحشان را پاك مىسازيم); در حالى كه همه برابرند، و بر تختها روبهروى يكديگر قرار دارند. (47)
هيچ خستگى و تعبى در آنجا به آنها نمىرسد، و هيچ گاه از آن اخراج نمىگردند! (48)
گفت: «جز گمراهان، چه كسى از رحمت پروردگارش مايوس مىشود؟!» (56)
به جان تو سوگند، اينها در مستى خود سرگردانند (و عقل و شعور خود را از دست دادهاند)! (72)
سرانجام، هنگام طلوع آفتاب، صيحه (مرگبار -بصورت صاعقه يا زمينلرزه-) آنها را فراگرفت! (73)
سپس (شهر و آبادى آنها را زير و رو كرديم;) بالاى آن را پايين قرار داديم; و بارانى از سنگ بر آنها فرو ريختيم! (74)
در اين (سرگذشت عبرتانگيز)، نشانههايى است براى هوشياران! (75)
درود بر خدا و پیامر راستینم.....
پی نوشت ۱: صلوات بر پیامبر و آل پاکش
پی نوشت ۲: شاید این جمعه بیاید.......حس عجیبی قدم زنان در وجوم راه میرود.نکند که مهدی همین فریا بیاید..........وای بر من و گناهان من.
یا خدای بزرگ.
خداوند در سوره ی توبه میفرماید
به يقين، رسولى از خود شما بسويتان آمد كه رنجهاى شما بر او سخت است; و اصرار بر هدايت شما دارد; و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است! (128)
اگر آنها (از حق) روى بگردانند، (نگران مباش!) بگو: «خداوند مرا كفايت مىكند; هيچ معبودى جز او نيست; بر او توكل كردم; و او صاحب عرش بزرگ است!» (129)
یا حق![]()
![]()
![]()
درود بر پیامبر و اهل بیت(ع)
سخنان خداوند متعال و مهربان در سوره ی مبارک توبه:
حكومت آسمانها و زمين تنها از آن خداست; زنده مىكند و مىميراند; و جز خدا، ولى و ياورى نداريد! (116)
مسلما خداوند رحمت خود را شامل حال پيامبر و مهاجران و انصار، كه در زمان عسرت و شدت (در جنگ تبوك) از او پيروى كردند، نمود; بعد از آنكه نزديك بود دلهاى گروهى از آنها، از حق منحرف شود (و از ميدان جنگ بازگردند); سپس خدا توبه آنها را پذيرفت، كه او نسبت به آنان مهربان و رحيم است! (117)
(همچنين) آن سه نفر كه (از شركت در جنگ تبوك) تخلف جستند، (و مسلمانان با آنان قطع رابطه نمودند،) تا آن حد كه زمين با همه وسعتش بر آنها تنگ شد; (حتى) در وجود خويش، جايى براى خود نمىيافتند; (در آن هنگام) دانستند پناهگاهى از خدا جز بسوى او نيست; سپس خدا رحمتش را شامل حال آنها نمود، (و به آنان توفيق داد) تا توبه كنند; خداوند بسيار توبهپذير و مهربان است! (118)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد، و با صادقان باشيد! (119)
یا حق![]()
![]()
درود بر خاتم المرسلین و تمامی پیروان او.
سوره ی مبارکه ی توبه:
بگو: «اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طايفه شما، و اموالى كه به دست آوردهايد، و تجارتى كه از كساد شدنش مىترسيد، و خانه هائى كه به آن علاقه داريد، در نظرتان از خداوند و پيامبرش و جهاد در راهش محبوبتر است، در انتظار باشيد كه خداوند عذابش را بر شما نازل كند; و خداوند جمعيت نافرمانبردار را هدايت نمىكند! (24)
خداوند شما را در جاهاى زيادى يارى كرد (و بر دشمن پيروز شديد); و در روز حنين (نيز يارى نمود); در آن هنگام كه فزونى جمعيتتان شما را مغرور ساخت، ولى (اين فزونى جمعيت) هيچ به دردتان نخورد و زمين با همه وسعتش بر شما تنگ شده; سپس پشت (به دشمن) كرده، فرار نموديد! (25)
سپس خداوند «سكينه» خود را بر پيامبرش و بر مؤمنان نازل كرد; و لشكرهايى فرستاد كه شما نمىديديد; و كافران را مجازات كرد; و اين است جزاى كافران! (26)
سپس خداوند -بعد از آن- توبه هر كس را بخواهد (و شايسته بداند)، مىپذيرد; و خداوند آمرزنده و مهربان است. (27)
الهی اغفر ذنوبنا.......
سلام و درود بر پیامبر(ص) خاتم المرسلین و جانشینانش که گل های عالم هستی هستند
این آیه ها ی زیبا و پر معنی را از سوره ی الانعام انتخاب کرده ام که با تفکر به آن به معانی جدیدی رسیدم:
الانعام:
زندگى دنيا، چيزى جز بازى و سرگرمى نيست! و سراى آخرت، براى آنها كه پرهيزگارند، بهتر است! آيا نمىانديشيد؟! (32)
ما مىدانيم كه گفتار آنها، تو را غمگين مىكند; ولى (غم مخور! و بدان كه) آنها تو را تكذيب نمىكنند; بلكه ظالمان، آيات خدا را انكار مىنمايند. (33)
كليدهاى غيب، تنها نزد اوست; و جز او، كسى آنها را نمىداند. او آنچه را در خشكى و درياست مىداند; هيچ برگى (از درختى) نمىافتد، مگر اينكه از آن آگاه است; و نه هيچ دانهاى در تاريكيهاى زمين، و نه هيچ تر و خشكى وجود دارد، جز اينكه در كتابى آشكار ( در كتاب علم خدا) ثبت است. (59)
خودم هم تصمیم گرفتم تا که در نهایت استفاده از این بازیچه(دنیا) بتونم عاقبت بخیری رو با کمک و خواست خدا انتخاب کنم تا بتونم از نورش هم این دنیا رو هم عالم معنی رو برای خودم روشن کنم.
ان الله سمیعٌ علیم
الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم![]()
انهو سمیعٌٌ علیم
السلام علیک یا خاتم المرسلین(ع)
شور و حرارت جوانی بسیار سازنده و همچون دَم ِ آتش برای ذوب آهن و شکل دادن به آن است و دوران اصلی سازندگی برای دوران پیری و میانسالی و از جمله خطرناکترین دوران زندگی است............![]()
ادامه مطلب

مرحوم طبْرِسى، از ابن عباس نقل مىكند كه مردى خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله رسید و عرض كرد: اى رسول خدا! همسایهاى به نام اِمرِوُء القیس دارم كه قسمتى از زمین مرا غضب كرده است و مردم گواه صدق منند، ولى چون براى او احترام بیشترى قایلند، حاضر به حمایت من نیستند.
پیامبر صلى الله علیه و آله امروء القیس را خواست و از او در اینباره سؤال كرد.
او در پاسخ همه چیز را انكار كرد. پیامبر به او پیشنهاد سوگند كرد ولى شاكى عرض كرد: یا رسول الله ! او مرد بىبند و بارى است و برایش هیچ مانعى ندارد كه سوگند دروغ یاد كند.
پیامبر فرمود: به هر حال چارهاى نیست، یا باید شهود بیاورى و یا باید تسلیم سوگند او شوى.
به هنگامى كه امروء القیس برخواست تا سوگند یاد كند، پیامبر صلى الله علیه و آله به او مهلت داد و فرمود: عجلهای نیست! در این باره بیندیش و بعداً سوگند یاد كن.
بعد از رفتن آنان، خداوند پیامبر را نجوا كرد و آیه نازل شد كه:
وَ لاَ تَشْتَرُواْ بِعَهْدِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِیلاً إِنَّمَا عِندَ اللّهِ هُوَ خَیْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ
مَا عِندَكُمْ یَنفَدُ وَمَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِیَنَّ الَّذِینَ صَبَرُواْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ یَعْمَلُونَ
پیمان خدا را به بهایی اندک مفروشید زیرا ، اگر بدانید ، آنچه در نزد خداست برایتان بهتر است.
آنچه نزد شماست فنا می شود و آنچه نزد خداست باقی می ماند و آنان را که، شکیبایی ورزیدند پاداشی بهتر از کردارشان خواهیم داد.
بعد از مدتی كه دوباره آنان برای رسیدگی به دعوایشان آمدند، هنگامى كه پیامبر صلى الله علیه و آله این آیات را كه آنها را از سوگند دروغ و عواقب آن بر حذر میداشت براى آنها خواند كلام خداوند بر دل امروء القیس اثر نهاد و او را به زبان آورد كه: حق است . آن چه نزد من است سر انجام فانى مىشود و این مرد راست مىگوید. من قسمتى از زمین او را غصب كردهام ولى نمىدانم چه مقدار بوده است.
اكنون كه چنین است هر مقدار مىخواهد (و مى داند حق اوست) بر گیرد و معادل آن هم، به خاطر استفادهاى كه در این مدت از زمین او كردهام بعنوان غرامت بردارد .
در این هنگام، سومین آیه نازل شد كه:
مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ یَعْمَلُونَ
هر زن و مردی که کاری نیکو انجام دهد ، اگر ایمان آورده باشد زندگی خوش و پاکیزه ای بدو خواهیم داد و پاداشی بهتر از کردارشان عطا خواهیم کرد.
و به امروا القیس و تمام كسانى كه عمل صالح توأم با ایمان دارند، بشارت حیات طیب داد.
این آیات، آیههای 95 تا 97 سورهی نحل است
با تصرف از:داستانهایى از شان نزول قرآن؛ على نورالدینى
هو الجبار الرحیم
با دورد و سلام و صلوات از خاتم المرسلین محمد(ص) تا قائم آل اوحضرت بقیة الله الاعظم (ع)
داشتم تن کثیف و حقیرم رو در آب قرآن و پاکی و طهارتش شست و شو میدادم و از کمالات سخنان خدا لذت میبردم که به این آیه از سوره ی مائده رسیدم:
از تو سؤال مىكنند چه چيزهايى براى آنها حلال شده است؟ بگو: «آنچه پاكيزه است، براى شما حلال گرديده; (و نيز صيد) حيوانات شكارى و سگهاى آموخته (و تربيت يافته) كه از آنچه خداوند به شما تعليم داده به آنها ياد دادهايد، (بر شما حلال است;) پس، از آنچه اين حيوانات براى شما (صيد مىكنند و) نگاه مىدارند، بخوريد; و نام خدا را (به هنگام فرستادن حيوان براى شكار،) بر آن ببريد; و از (معصيت) خدا بپرهيزيد كه خداوند سريع الحساب است!» (4)
خدایی دارم که خدای لقبی شایسته برای اوست ![]()

خیلی دوست دارم خدا
قمهزنی در بین همه عزاداران حسینی متداول نیست ، اما هرموردی نیز اتفاق بیفتد مورد سوء استفاده رسانههای غربی قرار گرفته و در جهت مقاصد خود از آن بهرهبرداری میكنند.
بسیاری از مراجع تقلید بر این باورند "در شرایطی كهدشمنان دین، اعمال و رفتار مسلمین در سراسر جهان را به منظور خشن معرفی كردن دین مبین اسلام به شدت زیر نظر دارند و از آن طریق درباره اسلام قضاوت میكنند، لازم است از بسیاری سنتها دست برداشت".
این تعداد از علما ضمن عدم تایید این اقدام، تاكیددارند كهاقامه عزای حضرت سیدالشهداء علیهالسلام و اصحاب با وفایش از اعظم قربات نزد خداوند است ، ولی انجام اینگونه اقدامات بنام عزاداری كه هیچگونه اشاره و تاییدی در باره آن از ائمه معصومین علیهم السلام و اصحاب آنان نرسیدهاست، مجاز نیست.
امام خمینی (ره)بنیانگذارجمهوری اسلامی در پاسخ به سوالی در خصوص جواز قمهزنی فرموده بودند كه در شرایط و اوضاع كنونی از قمه زدن خودداری شود.
مقام معظم رهبری ، آیتالله خامنهای طی چند سال گذشته با ارشادات خود برای امت اسلامی ضمن تبیین مسائل، حكم فرمودند كه این قبیل كارهایی كه موجب وهن مذهب است باید ترك شود.
آیت الله فاضل لنكرانی در مورد جایز بودن یا نبودن قمه زنی گفتهاست: با توجه به گرایشی كه نسبت به اسلام و تشیع بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در اكثر نقاط جهان پیدا شده و ایران اسلامی به عنوان ام القرای جهان اسلام شناخته میشود و اعمال و رفتار ملت ایران به عنوان الگو و بیانگر اسلام مطرح است، لازم است در رابطه با مسائل سوگواری و عزاداری سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) به گونهای عمل شود كه موجب گرایش بیشتر و علاقهمندی شدیدتر به آن حضرت و هدف مقدس وی گردد.
این مرجع تقلید اضافه كردهاست: پیداست دراین شرایط قمه زدن چنین نقشی ندارد و دشمنان اهل بیت(ع) از آن سوء استفاده مینمایند و آن را علیه مذهب به كار میبرند. لذا مناسب است شیعیان علاقهمند بهمكتب امام حسین(ع) از آن خودداری نمایند و چنانچه دراین مورد نذری وجود باشته باشد نذر واجد شرایط صحت و انعقاد نیست.
آیت الله لنكرانی تاكید دارد: در ملا عام در شرایط فعلی بهتر است از آن اجتناب شود، زیرا رسانههای استكباری مترصد فرصتاند تا علیه تشیع تبلیغات سوء كنند و چهره شیعه را در دنیا مشوه جلوه دهند.
آیتاللهمكارم شیرازی در این زمینه معتقداست: در عزاداری سیدالشهداء(ع) كه از افضل قربات محسوب میشود باید از انجام اعمالی كه موجب وهن مذهب و یا آسیب به بدن میشود اجتناب كرد و قمه زنی علاوه بر اینكه به لحاظ عرفی از مظاهر حزن و اندوه شمرده نمیشود و در زمان ائمه (ع) و پس از آن نیز سابقه ندارد و تاییدی از ائمه معصومین نیز در مورد آن - نه به شكل عام و نه به شكل خاص نشده است، در حال حاضر وهن مذهب شمرده میشود و جایز نیست.
آیت الله نوری همدانی نیز قمه زدن و نذر كردن برای انجام این كار را دارای اشكال دانسته است.
آیت الله جوادی آملی نیز در این ارتباط معتقد است : چیزی كه مایه وهن اسلام و پایه هتك حرمت عزاداری است جایز نیست، انتظار میرود از قمهزنی و مانند آن پرهیز شود. بهتر است از اینگونه امور اجتناب نمایند و با پیروی از رهبری و وحدت كلمه ، دشمنان اسلام را از آسیب رساندن به اسلام و مسلمین مایوس گردانند.
امام جمعه مشهد نیز میگوید: قمهزنی در ایام محرم و صفر موجب وهن دین مبین اسلام شده و بنا به فرمایشات رهبر معظم انقلاب حرام است.
حجتالاسلام و المسلمین سید احمد علمالهدی روز یكشنبه به ایرنا گفت: هفته گذشته اطلاعیهای حاوی نظرات مراجع تقلید در مورد قمهزنی به مقیاس گسترده در مشهد توزیع شد.
وی در این ارتباط افزود: بنا به فرمایشات و فتوای صریح رهبر معظم انقلاب چون قمهزنی موجب وهن در اسلام شده و یا سبب احتمال معرفی دین اسلام به عنوان دین خشونت در جهان میشود، حرام است.
نماینده مردم خراسان رضوی در مجلس خبرگان رهبری ، گفت: دشمنان اسلام از طرق مختلف سعی میكنند مسایل خرافی را در دین مبین اسلام ترویج دهند.
وی تاكید كرد: نباید با انجام اقداماتی مانند توزیع این سری اطلاعیهها یا انجام قمهزنی در ماه محرم مسایل انحرافی را در دین اسلام افزایش داد.
برخی از صاحب نظران نیز شرایط حساس جهانی را مورد اشاره قرار داده و معتقدند هرگونه آسیب به دین از هر طریق كمك به توطئه تازه استكبار برای دامن زدن به مسایل مذهبی از جمله ایجاد اختلاف بین فرق مختلف اسلامی است.
بهگفته آنان ، دشمنان بیش از هر زمان دیگری تلاش میكنند چهرهای خشن از مسلمانان به جهان معرفی كنند كه باید احاد مسلمین در این زمینه هوشیار باشند.
بسمه تعالی
با درور بر پیامبر (ص)؛معصومین؛مسلمین و مسلمات
بدون شرح!!!
عکسی که قرار داده ام صورت زشتی از جهل و مخالفت با احکام خداوند است!!!
(خواهش میکنم در صورت عدم توانایی در دیدن صحنه های خونین کلیک نکنین.عکس از قمه زدن است)
به حدیث زیر توجه کنید:
پیامبراکرم اسلام(ص):
هر کاری که برای انسان مضرر باشد وبه بدن و روح او آسیب برساند حرام است.
![]()
![]()
ادامه مطلب
حضرت ابوالحسن (ع) فرمود : عیسی بن مریم (ع) فرموده است : همانا شخص بدکار بدیش سرایت میکند به دوست و هم نشینش و هم نشین بد انسان را به هلاکت می افکند پس بنگر و متوجه باش با چه کسی هم نشین هستی ( یا با چه کسی دوست هستی ) اصول کافی جلد 4 صفحه 454
امام باقر (ع) : خدای عزوجل برای بدی قفلهائی قرار داده و کلیدهای آنها را شراب قرار داده و دروغ بدتر از شراب است. اصول کافی جلد 4 صفحه 35 شرح : اگر همه بدیها را در یک جا جمع کنید (مانند اتاق) کلید آن شراب است یعنی اگر شراب بخوری همه گناهان را انجام می دهی
امام صادق (ع) : هرگاه سه نفر با هم هستند دو نفر از آنها با هم در گوشی صحبت نکنند زیرا که این کار باعث ناراحتی و اذیت و آزار رفیق سومی است. اصول کافی جلد 4 صفحه 481
امام صادق (ع) : دنیا زندان مومن است و از چه زندانی خیر و خوشی آید ؟ اصول کافی جلد 3 صفحه 349
امام صادق (ع) : حسد ایمان را میخورد چنانکه آتش هیزم را میخورد. اصول کافی جلد 3 صفحه 416
امام باقر (ع) : هیچ قطره ای نزد خدا محبوبتر از آن قطره ی اشکی که در تاریکی شب از ترس خدا بریزد و جز خدا چیز دیگری به آن منظور نباشد. ( یعنی نیتش فقط برای خدا باشد ) اصول کافی جلد 4 صفحه 234
امام صادق (ع) : ریشه های کفر سه چیز است : 1.حرص 2.تکبر 3.حسد اصول کافی جلد 3 صفحه 396
رسولخدا فرمود : حواریین به عیسی (ع) گفتند یا روح الله با که بنشینیم ؟ فرمود : با کسی که دیدارش شما را به یاد خدا اندازد و سخنش دانشتانرا زیاد کند و کردارش شما را به آخرت تشویق کند. اصول کافی جلد 1 صفحه 49
حضرت صادق (ع) فرمودند : رسولخدا (ص) ( به اصحاب ) فرمود : آیا شما را به بدترینتان آگاه نکنم ؟ عرض کردند : چرا یا رسول الله ( بگویید ) فرمود : آنان که سخن چینی میکنند و میان دوستان جدائی می اندازند و برای مردمان پاک دامن عیب جوئی کنند. اصول کافی جلد 4 صفحه 74
امام صادق (ع) : مردم سه دسته اند : دانشمند و دانشجو و خاشاک روی آب (که هر لحظه آبش به جانبی برد ) مانند مردمیکه چون تعمق دینی ندارند هر روز به کیشی گروند و دنبال هر صدائی برآیند. اصول کافی جلد 1 صفحه 41
امام باقر (ع) : بهترین عبادت عفت شکم و فرج است. اصول کافی جلد 3 صفحه 125
از رسولخدا (ص) سوال شد محبوبترین مردم نزد خدا کیست ؟ فرمود : کسی که سودش به مردم بیشتر باشد. اصول کافی جلد 3 صفحه 239
امام صادق (ع) : همانا مومن خواب هولناک ( ترسناک ) ببیند و ( بواسطه همان ترسی که به او رسیده ) گناهش آمرزیده شود و وقتی هم تنش رنج کار ببیند پس گناهش آمرزیده شود ( شرح : یعنی اگر در کار کردن رنج و سختی بکشد گناهش آمرزیده شود). اصول کافی جلد 4 صفحه 180 الی 181
اصبغ بن نباته از علی (ع) روایت میکند که جبرئیل بر آدم نازل شد و گفت : ای آدم من مامور شده ام که تو را در انتخاب یکی از سه چیز مخیر سازم پس یکی را برگزین و دوتا را واگذار.آدم گفت چیست آن سه چیز ؟ گفت : عقل و حیاء و دین . آدم گفت عقل را برگزیدم.جبرئیل به حیاء و دین گفت شما باز گردید و او را واگذارید.آندو گفتند ای جبرئیل ما ماموریم هرجا که عقل باشد با او باشیم.گفت خود دانید و بالا رفت.
-------------------------------------------------------------------------------------
لازم است که بگویم کتاب کافی از مرحوم شیخ مفید که با امام زمان هم رابطه داشته و امام زمان به او چند نامه ای نوشته از معتبر ترین کتب حدیث شیعه هست.
همه ی ما باید بدانیم که نسبت به آگاهی هایمان مسئولیم و از ما خواهند پرسید که آیا به آنچه اطلاع داشتی عمل کردی؟
آیت الله قاضی همیشه نماز مغرب و عشاء را، در حرمین شرفین امام حسین علیه السلام و حضرت ابوالفضل علیه السلام به جا می آورد، و چون به حرم حضرت ابوالفضل علیه السلام می رسد، با خود می اندیشد که تا به حال در مدت این چهل سال هیچ چیز از عالم معنا برایم ظهور نکرده، هر چه دارم به عنایت خدا و به برکت ثبات است.
در راه سیّد ترک زبانی که دیوانه است، به طرف او می دود و می گوید؛ سیّد علی، سیّد علی، امروز مرجع اولیاء در تمام دنیا حضرت ابوالفضل علیه السلام هستند، و او آن قدر سر در گریبان است که متوجه نمی شود آن سید چه می گوید! به حرم حضرت ابوالفضل علیه السلام می رود. اذن دخول و زیارت و نماز زیارت می خواند و می خواهد که مشغول نماز مغرب شود.
آیت الله نجابت می گوید:
« تکبیره الاحرام را که می گوید، می بیند که وضع در اطراف حرم حضرت ابوالفضل علیه السلام به طور کلی عوض می شود، آن گونه که نه چشمی تا به حال دیده و نه گوشی شنیده و نه به قلب بشری خطور کرده است. قرائت را کمی نگه می دارد تا وضع تخفیف یابد و بعد دوباره نماز را ادامه می دهد، مستحبات را کم می کند و نماز را سریع تر از همیشه به پایان می رساند. به حرم امام حسین علیه السلام نمی رود و به دنبال جایی خلوت به خانه رفته و برای این که با اهل منزل هم برخورد نکند به پشت بام می رود. آن جا دراز می کشد و دوباره آن حال می آید و بیشتر می ماند. تا اهل منزل سینی چای را می آورد، آن حال می رود. نماز عشاء را می خواند و دوباره آن وضع بر می گردد؛ چیزی که تا به حال حتی به گفته خودش یک ذره اش را هم ندیده است و حالا که دیده نه می تواند در بدن بماند و نه می تواند بیرون بیاید. دوباره که شام را می آوردند، آن حال قطع می شود و نیمه شب دوباره بر می گردد و مدت بیشتری طول می کشد. »
آری و بالاخره درهای آسمان برایش گشوده و فتح باب می شود.
می گوید:
« آن چه را می خواستم، تماماً بدست آوردم و امام حسین علیه السلام در را به رویم گشود. ابن فارض یک قصیده تائیه برای استادش گفته؛ من هم یک قصیده تائیه برای امام حسین علیه السلام گفته ام نمره یک! که کار مرا ایشان درست کرد و در غیب را به نحو اتم برایم باز کرد. »
« او در اثر طلب حقیقی و استقامت به خانه که نه، به خود صاحبخانه رسیده است و یار او را به درون خانه راه داده؛ او از حصار تنگ دنیا که خیال و سرابی بیش نبوده و حقیقی ندارد، گذشته و به عالم روح و مجردات پیوسته است و چون فهمیده که از عالم خیال چیزی نصیبش نمی شود، باب خیال برایش بسته می شود. »
آیت الله نجابت نقل می کند:
دفعه اولی که ما آیت الله قاضی را دیدیم، خیلی با ما گرم گرفتند و ما را تحویل گرفتند. در اثر این التفات زیاد، من زبانم باز شد و گفتم: آقا این وضع اهل معرفت به خیال است یا به حقیقت؟ ناگهان ایشان چشمهایش درشت شد و گفت:
« ای فرزندم من چهل سال است با حضرت حق هستم و دم از او می زنم این پندار و خیال است؟! »
مرحوم فخر المحققين سيد محمد اشرف سبط سيد الحكماء ميرداماد رضوان اللّه تعالى عليه فرمود: اسحاق بن ابراهيم طاهرى كه يكى از بزرگان بوده يكشب در عالم خواب آقا حضرت رسول اكرم (ص ) را ديد، حضرت به او فرمود: قاتل را رها كن . با ترس از خواب بيدار شد. ملازمان خود را طلبيد و گفت : اين قاتل كيست و در كجاست ؟
گفتند: در اينجا حاضر است و خودش هم اقرار بقتل كرده است . او را حاضر كردند اسحق به او گفت اگر راستش را بگوئى تو را رها خواهم كرد قاتل گفت : من با يكسرى از رفقايم اهل همه فسادها و لااُبالى گرى و عيّاشى و ولگردى بوديم با آنها مرتكب هر حرامى مى شديم و در بغداد بهر عمل زشتى دست ميزديم ، يك پيرزالى براى ما زن مى آورد. يك روز آن پير زن بر ما وارد شد كه با خودش دخترى بسيار زيبا آورده بود، آن دختر تا ما را ديد و متوجه شد كه آن پير زن او را فريب داده صيحه اى زد و بيهوش پخش زمين شد وقتى او را بهوش آوردند فرياد زد و گفت اللّه اللّه از خدا بترسيد و دست از من برداريد من اين كاره نيستم و اين پير زن غداره مرا فريب داد و گفت در فلان محل تماشائى است و قابل ديدن است و افسانه هائى برايم بافت و مرا راغب گردانيد من هم همراهش راهى شدم از خدا بترسيد من علويه از نسل حضرت زهرا سلام الله عليها هستم .
دوستانم به حرفهاى او اعتنايى نكردند و جلو آمدند كه به او دست درازى كنند من بخاطر حرمت رسول اللّه (ص ) غيرتم بجوش آمده و از آنها جلوگيرى كردم در نزاعى كه با آنها كردم جراحات زيادى بر من وارد شد چنانچه مى بينى پس من ضربه اى سخت بر او وارد كردم و پيشكسوت آنها را كشتم و دختر را سالم از دست آنها خلاص كردم .
دختر وقتى خود را رها ديد در باره ام دعا كرد و گفت : همين طور كه عيبم را پوشاندى خدا انشاء الله عيب هاى تو را بپوشاند و هينطور كه مرا يارى و كمك كرد خدا تو را يارى كند در اين هنگام صداى همسايه ها بلند شد و به خانه ما ريختند در حالى كه خنجر خون آلود در دست من بود ومقتول در خون مى غلتيد مرا گرفتند و اينجا آوردند.
اسحاق گفت : من تو را به خدا و رسول الله (ص ) بخشيدم آن مرد قاتل گفت من هم از همه گناهانم توبه كردم و به حق آن كسيكه مرا به او بخشيدى ديگر گرد گناه و معصيت بر نمى گردم و توبه كردم و كم كم يكى از نيكان گرديد.
در اين داستان مى بينيم كه قاتل به واسطه ترك حرام و جلوگيرى از آن و يارى كردن از مظلوم براى خدا و حرمت رسول اللّه (ص ) با آن همه آلودگيهايش چگونه مورد لطف خدا و رسولش واقع شد به طوريكه از كشته شدن نجات پيدا كرد و به توبه از گناهان موفقش داشتند.
این است نتیجه ی عشق به پیامبر و اهل ![]()
بیت پیامبر(چه آشکارا و چه پنهانی)![]()
![]()
اِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوابين .( 1)
البتّه خداوند متعال توبه كنندگان (از گناه ) را دوست دارد.
آقا خاتم الانبياء (ص ) فرمود: هيچ موجودى در پيشگاه حقتعالى محبوبتر از مرد و زن توبه كننده نيست ( 2)
و همچنين آن حضرت فرموده :
النّائبُ حَبيبُ اللّه توبه كننده از گناه محبوب خداست .( 3)
حضرت باقر (ع ) فرمود:
اگر مردى در شب تاريك شتر با توشه اش را در سفر گم كند و سپس پيدا كند چقدر خوشحال مى شود، همينطور است در ارتباط با انسانى كه راه اصلى حق را گم كرده و گناه و معصيت خدا را انجام داده و حال توبه كرده خداوند متعال هم بيشتر از او نسبت به توبه كنندگان فرحناك و خورسند و خوشحال مى شود.( 4)
و در جاى ديگر مى فرمايد:
خداوند متعال به توبه بنده اش خوشحال تر است از مرد عقيمى كه بعد داراى فرزند شود و از كسى كه گمشده اش را پيدا كند و از تشنه اى كه به آب مى رسند (آنها چقدر خوشحال مى شوند كه به فرزند برسند يا گمشده اش را پيدا كرده ، يا وقتى كه به آب مى رسد چه حالت فرحناكى دارد.) خدا هم وقتى ببيند بنده اش توبه كرده از اينها بيشتر خوشحال مى شود زيرا خدا بنده اش را خيلى دوست دارد.( 5)
شهيد آية اللّه دستغيب رضوان اللّه تعالى عليه در كتاب استعاذه اش مى گويد: پس از آنكه حضرت نوح على نبينا و آله و عليه السلام نفرين كرد و همه كفار غرق شدند ملكى در پيش او ظاهر شد. شغل حضرت نوح (ع ) كوزه گرى بود كوزه هائى از گِل درست مى كرد و پس از خشك كردن مى فروخت . ملك كوزه ها را يكى يكى از حضرت نوح (ع ) مى خريد و پيش چشمش آن را خُرد مى كرد و مى شكست حضرت نوح (ع ) ناراحت شد و به او اعتراض كرد كه اين چه كاريست مى كنى ؟ گفت به تو مربوط نيست من خريده ام و اختيارش را دارم .
حضرت نوح (ع ) فرمود: بله لكن من آن را ساخته ام ، مصنوع من است ، ملك گفت كوزه هائى ساخته اى ، نه اينكه خلق كرده اى ، اينك من كه آن را مى شكنم تو ناراحت مى شوى چطور نفرين كردى كه اين همه خلق خدا هلاك گردند در حالى كه خدا بنده را خلق كرده و آنها را دوست دارد، پس از اين قضيه ازبس گريه كرد نامش را نوح گذاشتند.
غرض شفقّت پروردگار است خالق ، مخلوق خودش را دوست مى دارد، خدا به پيغمبرش عتاب مى فرمايد كه چرا نفرين كردى اين همه خلق هلاك شوند به خاطر اينكه خدا بنده اش را دوست دارد. و در قرآن آنها را مى ترساند و سفارش مى كند مبادا فريب شيطان را بخوريد دنيا سراى فريب است شيطان دشمن است .
اين آيات و روايات حاكى از اينست كه خداوند متعال انسانهائى را كه گناه و معصيت كرده اند و از كار خود پشيمان شده اند و در خانه حق مى آيند و توبه مى كنند خوشحال مى شود زيرا به انسان علاقه دارد و دوست ندارد بندگانش به دوزخ سرازير گردند.
بیایید بیدار شویم قبل از آنکه بیدارمان کنند!
از خزان آرزو ها گذشتم و به بهار حقایق رسیدم.در خزان آرزوها گم شده بودم و حالا در بهار حقایق پیدا شدم.گم شده ام آن نور بود که پیدایش کردم.حالا شادم و امیدوار!به سرزمین رسید پر معنویت که شکوفه های درختانش بوی عشق می دادند.همه جا رنگ نور بود.رنگ عشق.عشقی لایتناهی.مژده آمد که این سرزمین،سرزمینی است که در آن هیچ خزانی راه ندارد.اگر می خواهی بمان.و من مانده ام در این سرزمین همیشه بهار.

