تبليغاتX
.::.عاشق خدا.::.
پنجشنبه 26 اردیبهشت1387 ساعت 18:29

دنیا آنان را طلب کرد اما آنان نطلبیدند و اسیرشان کرد

 اما جانشان را فدا و خود را رهاندند

می خواهی با خدا رفیق شوی اما نمی دانی چگونه!

 همیشه احساس می کنی دلت برای خدا تنگ است!

 احساس دوری می کنی٬ فکر می کنی او تو را دوست ندارد!

صدایت را نمی شنود و به تو محل نمی گذارد!

 می خواهی عاشق خدا باشی٬ می خواهی اسمش که بیاید

 قلبت به تپش بیفتد٬ بدنت گرم شود و خون در رگهایت بدود.

 دلت می خواهد نوازش خدا را احساس کنی٬ از اینکه تا به حال

 نتوانسته ای یک نماز درست و حسابی برایش بخوانی٬

خودت هم ناراحتی! دلت می خواهد سرت را که به خاک می گذاری

 دیگر برنداری! می گویی چرا من نمی توانم ذکر خدا را بگویم؟

 چرا این قدر غفلت دارم؟

 می گویی چرا ذکر خدا برای من شیرین نیست!

 چرا محبت خدا در دلم نیست؟!

 عملت نمی گوید اما دلت می خواهد به خدا بگوید:

 ز عشق هر چه سرایم تویی تمام تویی

تو روح مهری و معنای عشق تام تویی

می بینی که پیامبر اکرم(ص) در موردش فرموده:

انت الذی سجد لک سواد اللیل و نور النهار و ضوء القمر

 و شعاع الشمس و دوی الماء و حفیف الشجر

تو کسی هستی که سیاهی شب٬ روشنایی روز٬ نور ماه

 و شعاع خورشید و صدای شرشر آب و حرکت برگ درخت

 برایت

 سجده می کنند.

نا امید می شوی و می گویی:

من از کجا! عشق از کجا!

تو من را برای چه می خواهی!

تو عشق من را می خواهی چه کار؟ این همه عاشق!

آه می کشی٬ دلت می سوزد٬ اشکت گرم گرم جاری می شود٬

پیر باشی یا جوان فرق نمی کند!

 آرزو آرزوست و دنبال راه چاره می گردی.

 اما می دانی او خودش چه می گوید؟!

می گوید:

 و نحن اقرب الیه من حبل الورید

و ما از رگ گردن به او نزدیک تریم

و می گوید:

 هو معکم اینما کنتم

هر جا شما باشید او هم با شماست

و می گوید:

 ما یکون من نجوی ثلاثه الا رابعهم و لا خمسه الا هو سادسهم

هیچ رازی را سه کس با هم نگویند جز آن که خدا چهارم آنها٬

و نه پنج کس جز آن که خدا ششم آنهاست.

پس چرا تو احساس نزدیکی به خدا نمی کنی؟!

 چرا عاشق نیستی؟!

 چرا این قدر غفلت؟!

می دانی جوابش چیست؟

 می دانی محبت و انس با خدا چگونه به دست می آید؟

 می دانی چگونه به خدا نزدیک می شوی؟

 چطور عاشق خدا می شوی؟

جواب سوالاتت تنها در یک جمله است!

خدا نزدیک است٬ خیلی هم نزدیک٬ از رگ گردن نزدیکتر!

 و مگر نزدیکتر از رگ گردن کجاست؟!

او قریب است اما تو دوری!

قدر خدا را نمی دانی. باید نزدیک شوی! اما چگونه؟!

با دغدغه خدا را داشتن٬ با خدا خدا کردن! الله الله گفتن!

 با ذکر و سجده و عبادت و خلوت با خدا...

این عبادت است که عبودیت می آورد.

 پیامبر(ص) هم اول بنده خدا می شود و بعد رسول او٬

و اشهد ان محمدا عبده و رسوله...

ما هم می توانیم نزدیک شویم٬ ما هم می توانیم عاشق خدا باشیم٬

اگر عارف نشویم عاشق که می توانیم باشیم!

ما هم می توانیم به امام حسین(ع) اقتدا کنیم

 و در حال سجده به ملاقات خدا برویم!

 این حالات را دوست نداری؟

تو هم می توانی به خدا بگویی

تمام هستی عشقم حضور دائم توست

مرو مرو که مرا هستی و قوام تویی

تو آسمان و من آن تک درخت کهسارم

که هر چه می نگرم صبح تا به شام تویی

می خواهی عاشق شوی٬

پس شروع کن و از خود او هم کمک بخواه!

اللهم اذقنا حلاوه ودک و قربک...

"بر گرفته ازکتاب شیدا

با استفاده از وبلاگ دوست خوبم:

http://asire-mohabbat.blogfa.com/

 

نوشته شده توسط مهدی | لینک ثابت | موضوع: سرسپرده 
پنجشنبه 26 اردیبهشت1387 ساعت 0:46
بسم الله الرحمن الرحیم

درود بر خدا و پیامر راستینم.....

  • امام صادق (ع ) : خداوند اين سخن را فرو فرستاد : از بدبختى بنده من اين است كه كارها را انجام دهد و از من درخواست خير نكند .
  • هـركـس بـدون طـلب خير از خدا اقدام به كارى كند و سپس گرفتار شود ، او را اجر و پاداشى نباشد .
  • هـيـچ بـنـده مؤمنى از خداى عزوجل طلب خير نكند ، جز آن كه به او خير دهد هر چند پيشامد ناخوشايندى برايش بكند ( باز خير اودر همان است ) .
  • امـام عـلـى (ع ) : پـيـامـبـر خـدا ( ص ) مرا به ( امارت ) يمن فرستاد و به من سفارشهايى كرد از جـمله فرمود : اى على ! كسى كه از خدا طلب خير كند ، سرگردان نمى شود و كسى كه مشورت كند ، پشيمان نمى گردد .
  • پـيـامـبـر خدا (ص ) : از خوشبختى آدمى اين است كه از خداوند طلب خير كند و به قضاى الهى خشنود باشد ، و از بدبختى آدمى اين است كه از خداوند طلب خير نكند و از قضاى الهى ناخشنود باشد .
  • امام على (ع ) : در وصيت خود به فرزندش مى فرمايد : ازخدا بسيارطلب خيركن .
  • كسى كه از خدا طلب خير كند ، پشيمان نشود .
  • هر گاه آهنگ كارى كردى از خدا طلب خير كن .
  • از خـدا طـلـب خـير كن و بدون آن كارى را انتخاب نكن ، زيرا بسا كسى كه ( بدون طلب خير از خدا ) كارى را انتخاب كرده و آن موجب نابودى او شده است
  • -------------------------------------------
  • پی نوشت ۱: صلوات بر پیامبر و آل پاکش

    پی نوشت ۲: شاید این جمعه بیاید.......حس عجیبی قدم زنان در وجوم راه میرود.نکند که مهدی همین فریا بیاید..........وای بر من و گناهان من.

    نوشته شده توسط مهدی | لینک ثابت | موضوع: احکام اسلام 
    سه شنبه 24 اردیبهشت1387 ساعت 23:15
    بسم الله الرحمن الرحیم

    درود بر پیلامبرم و خاندانش.

    گاه که از گرداگرد سخت روزگار به تنگ می آیم و از دلتنگی ها سر به افلاک میگذارم با خودم آهسته آهسته میگریم و سر بر شانه های صبر خدا میگذارم و از او آرامش میگیرم....با اینگه گاه میدانم این تن لیاقت خدا ندارد اما باز میگریم که او تنها خدای من است

    حس میکنم خدا خیلی ناراحته.خیلی خشمگینه با اینکه میدونم هیچوقت ناراحتی و خستگی و دلتنگی دچار خدای واحد و بزرگ من نمیشه با این حال باز در این سردرگمی در افکار خود میپیچم و میپیچم و می پیچم که خدایم دلتنگ از این نا مردمی و نا مهربانی هاست که در جایی ۱۱ هزار انسان میمیرند.انالله و انا علیه راجعون.......

    وقتي با یکی از انگشتات به طرف کسي اشاره مي کني تا مسخره اش بکني بدون سه تا از انگشت هات به طرف خودته.این چیزیه که شاید همه ی ما روزی بهش برسیم اما همین الان به ۱ طرف اشاره کن......!!! چه میبینی؟؟؟؟

    ------------------------------------

    ۱- صلوات بر پیامبر و آل پاک او

    ۲- ذهم از ازدهام  پر است..........

    ۳-روحم از التهاب سر شار است......

     

    نوشته شده توسط مهدی | لینک ثابت | موضوع: سرسپرده 
    جمعه 13 اردیبهشت1387 ساعت 1:13
    بسم الله الرحمن الرحیم

    درود بر پیامبر عظیم و مهربانم

    دل دیوانه دارد حاجت عشق

    بیا ساقی بده جام ِ شرابی

    که باید تا سحر تنها بمانیم

    به این ساکت سرای همدم من ؛ نشاید که رهی ساکن بمانیم

    به دیدار هویدای جلالش همه شب منتظر بی تن نشستم

    به آن تنها ستاره، به آن تنها نشانه ،به آن تنها امامم 

    قسم خورد که تا اختر بمانم.....

    شب ِ باریکه ظلم  و ستم نسیت

    به آن دم که خدا حجت بخواند

    تمام این همه کفر و صنا را

    ببینم آن دمی که او بیاید

    همان لحظه که گوید:

    کجایست آن حر و سخاوت

    همان لحظه که گوید:

    من هو ینصرنی؟؟

     

    نوشته شده توسط مهدی | لینک ثابت | موضوع: سرسپرده 

    پنجشنبه 5 اردیبهشت1387 ساعت 1:5

    بسم الله الرحمن الرحيم

    يا رعوف و غفور

    بار خدايا !

    به طاغوت پرستان و مترسكاني كه دهكده ي ما ميخواهند اداي انسان در آورند بياموز انسان بودن بيشتر از ۱ مشت خاك بودن است.

    به سالكان رخ نما بياموز كه از راه جستن هنر نيست در راه ماندن هنر است.

    به مومنانت بياموز از دنيا گذشتن مشكل است...دور از آن ماندن مشكل تر

    و به من ِ تنهاي حقير كوچك كه از پس طوافن ها خسته آمده ام بياموز بهاي دين فرا تر از قلمي رقصان و  فكري بلند پرواز است.بياموز ارزش ۲ ركعت نماز صبح بيشتر از ۱۰۰۰ ركعت نماز مستحبي است.

    مرا بياموز كه از خود فرو فكندن مشكلي است كه همچون رختن آب در ابر است....

    خدايا .بار خدايا...شانه هايم تحمل اين سنگيني ندارند.كمكم كن.....

    نوشته شده توسط مهدی | لینک ثابت | موضوع: سرسپرده 
    سه شنبه 3 اردیبهشت1387 ساعت 21:51

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام بر  پیامبر

    گاهی دل کوچکم غم بزرگی به دوش میکشد.گاه آنقدر دلتنگ میشود که انگار میخواهم از تن خویش پرواز کنم.آنقدر  غمگین که غمگین ترین ترانه ها با شنیدن آهنگ نفس هایم میگریند.گاه تا اعماق تاریکی یک تنه پیش میروم و از درون فریاد می کشم که ای خدا کجایی؟

    ای جانم فدایت.غریب من که بر زمین کسی قدرت نمیداند.ای همه ی شیرینی زندگی من.ای ترانه ی اول و  آخر من.............

    تو را به حق حسین و حسن و یوسف عالمت مرا ببخش که این دستان کوچک تا آسمان بلند نمیشود..مرا یاری میکنی ای خالق من؟؟؟؟

    منی که تسلیم فرمان تو ام.کوچک تر از سرکشی ام.منی که کمی کمتر از کمترینم.......

    خدای یاریم کن .زندگی در اینجا سخت است....تو خود میدانی.....

    مثل همیشه دلتنگی هایم برای تو./...دوست دارم کمکم کن.تویی خدای من.........

    ----------

    پی نوشت 1: صلوات بر محمد و آل محمد تا ظهور آقا و سرورم مهدی(عج)

    پی نوشت 2: ندارم...!!!

     

    نوشته شده توسط مهدی | لینک ثابت | موضوع: سرسپرده