جمعه 29 تیر1386 ساعت 3:39
سلام ای خدا
ای خدای مهربون من......خدای من.......1 روز که مست مست باشم..از غم عالم برون باشم...لا یعقل و تهی و آزاد .....ترد و بی ریا و سست......1 روز همچون رود باشم توبگردم.......قطره باشم جاری...اطراف تورا گردم...ای کوه تو تنها خاکی....ای آب تو تنها آبی.....و من اینجا انسانم و چهار گوشه ی وجه انسانیت خود را با آخرین خط امید قلم میزنم.......ای خدای مهربان من....ای سرور و ای آقای من..کمک کن تا در راه تو ثابت قدم بمانم....کمکم کن تا ببینم که گناه سر پیچی از فرمان و سخنان خدایم است.....تا بدانم قرآن کلام تواست...کمکم کن تا ایمان بیاورم که نماز سخن گفتن با تو است....درک مرا افزایش ده ای خدا.مرا به سرزمین نور هدایت کن...هر آنچه که از قدرت به من ارزانی داشتی را از من بگیر اما درک بهمن عطا کن که نگهبان خویش باشم..........خدایا آخرش می تونم بگم که خیلی دوست دارم......از اینکه به خاطر دیگری ازتو دور شدم ناراحتمممممممم
ای خدای مهربون من......خدای من.......1 روز که مست مست باشم..از غم عالم برون باشم...لا یعقل و تهی و آزاد .....ترد و بی ریا و سست......1 روز همچون رود باشم توبگردم.......قطره باشم جاری...اطراف تورا گردم...ای کوه تو تنها خاکی....ای آب تو تنها آبی.....و من اینجا انسانم و چهار گوشه ی وجه انسانیت خود را با آخرین خط امید قلم میزنم.......ای خدای مهربان من....ای سرور و ای آقای من..کمک کن تا در راه تو ثابت قدم بمانم....کمکم کن تا ببینم که گناه سر پیچی از فرمان و سخنان خدایم است.....تا بدانم قرآن کلام تواست...کمکم کن تا ایمان بیاورم که نماز سخن گفتن با تو است....درک مرا افزایش ده ای خدا.مرا به سرزمین نور هدایت کن...هر آنچه که از قدرت به من ارزانی داشتی را از من بگیر اما درک بهمن عطا کن که نگهبان خویش باشم..........خدایا آخرش می تونم بگم که خیلی دوست دارم......از اینکه به خاطر دیگری ازتو دور شدم ناراحتمممممممم
میدونم اینقدر بزرگواری داری که در رحمتت رو بر همه باز کنی پس بر همه ی که گمت کردند یا به شکلی مثل خود من از راهت منحرف شده اند کمک کن برگردند....در این شب مقدس من این آرزو رو از تو دارم...خدایا کمک کن...........
اسمان را پاک کن که این ابر های خاکستری جایی برای زیبایی نگذاشته اند....
شنبه 16 تیر1386 ساعت 14:9
و من دلگيرم...از آن لحظه ي تنها كه جاي ماه را سايه ي دار شكسته ي خواب ميگيرد. از آن تلخي شيرين كه تنها به سكوت مي انديشد بي آنكه معناي سكوتش بداند..دلم از بي راهه ي تقدير ميگيرد...سرم از بي سودايي محبوب ميگيرد.....دل خسته محرمي داشت به زيبايي نور به پاكي آب به بيداري روز......زهي گر ميگذشتم ز ناباوري بي رويايي دوست به عزاي خسته پرواز سكوت مينشتم....حال كه اينجايم و آرام..بي باكم و تنها، پس به قبله ي يار سجده خواهم داشت.......
سلام خداي شيرينم...ميدونم كه از دستم ناراحتي...هرچي بگي درسته.من اشتباه كردم. هميشه ميكنم..مثل كارهايي كه نابه جا يا زودتر از موئد انجامشون ميدم....خدايا از همه چيز بريدم من باز رو به تو نهادم من.....كمكم كن....الله اكبر.....خدايا كمكم كن...ياد آوري عشق تو تنها انرژي راه منه...من آماده ي ياد گرفتنم...راهياد گرفتنم كجاست.....؟؟؟؟
دوست دارم خدا من...زيبا كلام....خوش زبان ....بي ريا فدات شم كه بهتريني.....
سلام خداي شيرينم...ميدونم كه از دستم ناراحتي...هرچي بگي درسته.من اشتباه كردم. هميشه ميكنم..مثل كارهايي كه نابه جا يا زودتر از موئد انجامشون ميدم....خدايا از همه چيز بريدم من باز رو به تو نهادم من.....كمكم كن....الله اكبر.....خدايا كمكم كن...ياد آوري عشق تو تنها انرژي راه منه...من آماده ي ياد گرفتنم...راهياد گرفتنم كجاست.....؟؟؟؟
دوست دارم خدا من...زيبا كلام....خوش زبان ....بي ريا فدات شم كه بهتريني.....
جمعه 8 تیر1386 ساعت 23:22
زيبايي سحرگاهان در چكيدن تنها قطره اي شبنم صبحگاهي و در صداي شر شر آب بركه اي كه در كنار آن به خواب عميق فرو رفته بودم مرا به در آغوش زيبايي گرفت و از فرش به عرش رسانيد...لحظه اي سنگين و شيرين از نزديكي به آنكه مرا از خويش افريد.....نرمي و لطافت هوا ي تاريك و روشن به من آرامشي ميداد كه سرمست از شادي بودم....هيچ كسي اطرافم نبود و اما حظور هزاران نفر را احساس ميكردم.....اذكار جانداران را ميشنيدم...لا حول ولا قوت الا بالله يا الله يا عليم يا قدير يا مجيد و.....در تمام اين مدت زيبايي خداي مهربانم مرا شگفت زده و چشمانم را خيزه كرده بود ...اين زماني بود كه از سير و گشت شد عالم زيباي خدا از عمق اين احساس به خواب ريبايي فرو رفتم..........
جمعه 8 تیر1386 ساعت 23:21
سلام اي مهربان بزرگ...سلام خدا عزيز وگلم اي همه كس من.
خداي عزيزم خيلي دلم واست تنگ شده...واسه از تو خنودن شاعري ميخواد كه من شعري فراموش شده دارم....زير هزاران بار گل مدفون شدم.....چرا و براي چه خود تو بهتر ميدوني....كه من كي هستم...الهي تو اي عزت مدار قلب و عقلم سربه زيرم كه در درياي دنيا غوطه ور شدم.خدايا از خودم شرم ميكنم كه راهي كه با سختي بسيار زياد امدم را با كاهلي باز گشتم...خدايا توبه ميكنم...همين حالا....خدايا دارم ميترسم....خواهش ميكنم منو رها نكن....بچه ام..نادان و ناتوان..تو اي پدر....دوستت دارم و مي خوانم نام تو را يا الله :بسم الله الرحمن الرحيم
خداي عزيزم خيلي دلم واست تنگ شده...واسه از تو خنودن شاعري ميخواد كه من شعري فراموش شده دارم....زير هزاران بار گل مدفون شدم.....چرا و براي چه خود تو بهتر ميدوني....كه من كي هستم...الهي تو اي عزت مدار قلب و عقلم سربه زيرم كه در درياي دنيا غوطه ور شدم.خدايا از خودم شرم ميكنم كه راهي كه با سختي بسيار زياد امدم را با كاهلي باز گشتم...خدايا توبه ميكنم...همين حالا....خدايا دارم ميترسم....خواهش ميكنم منو رها نكن....بچه ام..نادان و ناتوان..تو اي پدر....دوستت دارم و مي خوانم نام تو را يا الله :بسم الله الرحمن الرحيم
جمعه 1 تیر1386 ساعت 0:41
اي باور آگاه باش .از روز شفا آگاه باش.تو اي باور من آگاه باش. از گلي كه در باغچه ي خيال من مي رويد.
تو بسان گريه هاي بيدار من از خواب گذشتي و به دعا نشستي..اي پرواز خواب شيرين ، اي پر از تنهايي با من بخوان اما با من نمان كه من از قباه ي خاكم در خاك مدفونم.....من از قبيله ي دردم ،به درد نزديكم...اي درياي بيكران....با همه ي خشمت بر ساحل دل من بكوب كه تنها آغوش تو همين ساحل است.......خيسي لبانت را بر لبام حس ميكنم...از دريا به اعماق دل ساحل..از تو به من.....
آنگاه كه خداوند بندگاه خويش را از جنس بلور مي آفريد و در آنان پيغمبري راستين نهاد....پيامبري همچون ميكاويل و بنيامين و سامائيل(ساموئل)....
پاك باد پيغمر راستگوي من كه خواند قل هو الله احد
تو بسان گريه هاي بيدار من از خواب گذشتي و به دعا نشستي..اي پرواز خواب شيرين ، اي پر از تنهايي با من بخوان اما با من نمان كه من از قباه ي خاكم در خاك مدفونم.....من از قبيله ي دردم ،به درد نزديكم...اي درياي بيكران....با همه ي خشمت بر ساحل دل من بكوب كه تنها آغوش تو همين ساحل است.......خيسي لبانت را بر لبام حس ميكنم...از دريا به اعماق دل ساحل..از تو به من.....
آنگاه كه خداوند بندگاه خويش را از جنس بلور مي آفريد و در آنان پيغمبري راستين نهاد....پيامبري همچون ميكاويل و بنيامين و سامائيل(ساموئل)....
پاك باد پيغمر راستگوي من كه خواند قل هو الله احد
